لسان الملك سپهر

2067

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي )

است پس كوهى را بخوان تا بهر تو شهادت دهد . پيغمبر ايشان را برداشته به نزديك كوهى آورد و فرمود : سؤال مىكنم از تو به جاه محمّد و آل محمّد كه خداوند به بركت نام ايشان عرش را به دوش هشت ملك سبك ساخت از پس آنكه گروه ملايك كه بيرون شمار بودند جنبش نتوانستند داد ؛ و سؤال مىكنم به حق محمّد و آل محمّد كه به ذكر نام ايشان توبت آدم قبول شد و به توسل ايشان ادريس در بهشت جاى كرد كه شهادت دهى بدانچه خداى در تو سپرده است . كوه چنان بلرزيد كه آب از آن جريان يافت ، و گفت : اى محمّد توئى رسول خدا و سيد خلايق اولين و آخرين ، گواهى مىدهم كه : دل اين يهودان از سنگ سخت‌تر است ، و از آن خيرى نزايد و گاهى از سنگ آب برآيد . پيغمبر فرمود : سؤال مىكنم از تو به جاه محمّد و آل او كه به بركت ايشان نوح از كرب عظيم ، و ابراهيم از آتش نجات يافت كه خدايت به طاعت من گماشت . صدا از كوه برآمد كه : شهادت مىدهم كه اگر از خداى خواهى يخ را آتش و آتش را يخ كند ، و آسمان را بر زمين و زمين را به آسمان برد و جميع مخلوقات مطيع تواند . يهود گفتند : تواند بود كه اين بانگها از پس سنگ تعبيه باشد ، پيغمبر سنگى را كه به ميزان پنج رطل بود فرمود : تا از جاى جنبش كرده نزديك شد ، پيغمبر يهود را گفت : تا آن سنگ را برگرفته بر گوش نهادند و همان كلمات را بشنيدند ، آنگاه از حضرت خواستار شدند تا همان وادى آمد و فرمود : اى كوه به حق محمّد و آل او كه به وسيلهء ايشان قوم عاد به دست باد كيفر يافتند ، و قوم صالح كه به نعرهء جبرئيل هلاك شدند كه به نزد من شتاب گير و دست بر زمين نهاد پس كوه بدان جانب شتاب گرفت ، آنگاه فرمان كرد تا از ميان به دونيم شد ، نيم زيرين به بالا و نيم زبرين به زير آمد ، آنگاه فرمود : اى جهودان آيا اين معجزه از معجزهء موسى كمتر است كه گمان كرده‌ايد به دو ايمان داريد ؟ بعضى با بعضى گفتند : تواند از بخت او بود كه هر چه گويد چنان شود ، اين وقت از جبل بر ايشان خطاب شد كه : پس معجزات موسى تواند شد كه از بخت او بود . صد و چهل و پنجم : وقتى مشركان عرب پيغمبر را به نزديك هبل آوردند تا بر خود گواه كنند ، چون پيغمبر ديدار شد هبل به روى درافتاد و گواهى داد به رسالت پيغمبر و امامت على ، و خلافت و وراثت فرزندان او .